الملا فتح الله الكاشاني
44
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بر خوريد از زندگانى خود و نفع گيريد از عمر و مال خود * ( حَتَّى حِينٍ ) * تا هنگام عذاب كه بعد از گذشتن سه روز خواهد بود كما قال تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ * ( فَعَتَوْا ) * پس سر كشيدند * ( عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ) * از فرمان آفريدگار خود و بتدارك ما فات و رفع سيئات اشتغال نمودند * ( فَأَخَذَتْهُمُ ) * پس گرفت ايشان را * ( الصَّاعِقَةُ ) * عقوبتى بيهوش كننده و هلاك سازنده بعد از سه روز * ( وَهُمْ يَنْظُرُونَ ) * و حال آنكه ايشان ميديدند آن را بمعاينه چه آن در روز بر ايشان نازل شد و گويند كه عمالقه كه با ايشان بودند در آن سه روز بوادييى رفتند و در حين وقوع صاعقه در ايشان مينگريستند و مراد از صاعقه صيحهء جبرئيل است يا آتش نازل از آسمان چنان كه مرا را سمت ذكر يافته * ( فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ ) * پس نتوانستند از جاى برخواستن يعنى قادر نبودند بر آنكه برخيزند و از عذاب بگريزند كما قال فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ و ميتواند بود كه اين كنايه باشد از عجز ايشان بر دفع عذاب يعنى طاقت آن نداشتند كه قيام نمايند باصلاح مهم و رفع عذاب از خود * ( وَما كانُوا مُنْتَصِرِينَ ) * و نبودند انتقام كشندگان از ما يا يارى دهند گان يكديگر را در دفع عقاب و قوله * ( وَقَوْمَ نُوحٍ ) * منصوبست بفعل مقدر كه آن اهلكنا است و قرينه حذف آن سوق كلام سابق است يعنى هلاك كرديم قوم نوح را و ميتواند بود كه نصب آن بتقدير اذكر باشد يعنى ياد كن اى محمد قصه نوح را * ( مِنْ قَبْلُ ) * كه پيش از امم مذكوره بودند و ميتواند بود كه منصوب بنزع خافض باشد يعنى در قصه قوم نوح آيتى است مر اهل عبرت را * ( إِنَّهُمْ كانُوا ) * بدرستى كه ايشان بودند * ( قَوْماً فاسِقِينَ ) * گروهى بيرون رفتگان از استقامت ايمان بسبب كفر و طغيان و قصص انبيا و امم ايشان در محال خود بر سبيل تفضيل سمت تحرير پذيرفته فليطالع ثمة و بعد از ذكر امم مكذبه و استيصال ايشان بيان كمال قدرت و تذكير نعمت خود مىكند بقوله * ( وَالسَّماءَ بَنَيْناها ) * و آسمان را بنا كرديم و آن را بلند برافراشتيم * ( بِأَيْدٍ ) * به قوت خود و اين مصدر اد يئيد است و تنكير آن به جهت تفخيم است يعنى بناى آسمان كرديم به قوت كامله خود * ( وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ) * و ما تواناييم بر بناى آن يا قادر بر آفريدن چيزى كه اعظم از آن باشد و آن مشتق است از وسع كه بمعنى طاقت است و ميتواند كه مشتق از وسعت باشد و معنى اينكه ما گشاده كنندهايم آسمان را يا آن چيزى را كه ما بين آسمان و زمين است يا فراخ كنندهايم روزى را بر بندگان بارسال باران يا علم واسع است بهمهء امور يعنى دانائيم بجميع اشيا